ختنه آرسام کوچولو
سلام یکی یدونه مامان اینارو واست مینویسم وقتی بزرگ بشی بخونی بدونی از لحظه ای که تو متولد شدی چجوری واست گذشته..
امروز ساعت 9 بردیمت واسه ختنه الهی من بمیرم اشکات و نبینم وقتی میخواستن آمپول بی حسی بهت بزنن گریه کردی که دکتر من و صدا کرد بهت شیر بدم آروم بشی در حال شیر خوردن بودی خوابت برد سریع ختنت کردن وقتی اوردمت خونه اثر آمپول بی حسی رفته بود و دردات و حس میکردی گریه کردی بهت قطره استامینوفن دادم تا دردت ساکت بشه ای جونم قطره تلخ بود خودت و یه جوری میکردی ولی همین حرکتتم خیلی شیرین بود واسم که بدت میامد بخوری .تا دردت میگیره از خواب میپری گریه میکنی ..تو گریه میکنی خودم و مقصر میدونم میگم کاش الان ختنت نمیکردم اینقدر درد نمیکشیدی..خدا کنه زودی خوب بشی اصلا طاقت ندارم درد کشیدنت و ببینم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ختنه آرسام کوچولو 


