آرسامممممممممممم جونآرسامممممممممممم جون، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

نی نی ناز

و اما آخرین مطلب دوران بارداری....

سلام به تو گل پسر شیرینی مثل عسل  بالاخره روزای سخت تموم شد دیروز رفتم دکتر خداروشکر همه چی طبیعی و نرمال بود وزن خودم 61.80 ضربان قلبتم خوب بود و بالاخره دکتر نامه بیمارستان و بهم داد که فردا برم بستری بشم فردا ساعت 6 صبح  باید برم بیمارستان تامین اجتماعی عزیزم 9 ماه و باهم گذروندیم بدون هیچ دردی خدارو شکر از فردا تو دیگه پیشمی تو بغلمی..باباییت که دل تو دلش نیست زودتر امروزم بگذره بره ولی من میترسم تا الانش که خدا باهامون بود و ما رو با سختیای 9 ماه بارداری تنها نزاشت  از این به بعد  هم توکل بر خدا ..خاله کوچیکه و مامان بابایی اومدن پیشمون که فردا باهم بریم بیمارستان از شما آبجیای گلمم التماس دعا دارم ........  ...
25 آذر 1393

38 هفتگی پسرم و روزای آخر بارداری

سلام پسر مامان امروز 38 هفنه شدی  چند روز وقت نکردم بیام مظلب بزارم امشب همرو با هم گداشتم ..3 روز دیگه مونده تا به دنیا بیای ولی خیلی اذیتم میکنی  ..درد دارم گاهی اوقات بهش میگن ماه درد .زیر دلم درد میگیره باز ول میکنه..خیلی ترسیدم نکنه موقع زایمانمه ولی دکتر که رفنم گفت چون نزدیک زایمانته این دردا طیعیه..بهم یه دارویی داد که اگه خیلی درد داشتم استفاده کنم .. اون دارو که استفاده میکنم بهتر میشم . گاهی اوقات دندون درد دارم گاهی اوقات گوش درد اها راستی  دیشب 40 محرم بود رفتیم خونه همکار بابابزرگ دیگ حلیم هم زدیم و از امام حسین کمک خواستم..فردام نوبت دکتر دارم آخرین چکاب ماهیانت. هفته پیش که رفتیم دکتر .وزن خودم 61.20 کیلو بودم...
23 آذر 1393

دلنوشته های من برای کودکم

       آرام بگیر فرزندم .....                                                                برایت بقچه ای از محبت های دیروز      کوله باری از جنس تسبیح های مادربزرگ                                                                       وچند قطره عرق پی...
25 آبان 1393

تولد مامانی

امروز 20 آبان تولد مامانی بود  ولی چون محرم بود و منم حالم خوب نبود جشن بزرگی  نگرفتم  خانوادگی بود پدر جون و مامان جون  و خاله و بابایی  بهم کارت هدیه دادن  یه جشن خودمونی گرفتیم  خوش گذشت انشا..سال دیگه با پسرم جشن میگیرم. ...
22 آبان 1393

33 هفتگی پسرم

عشق  من همسرم  ...ثمره عشقم پسرم   سلام به ثمره عشقم  33 هفتگیت مبارک .. 21  رفتم دکتر خداروشکر مشکلی نداشتی همه چی نرمال بود وزنت 2.100 گرم  و وزن خودمم   59.90 بود  با دکترم صحبت کردم همون 24 الی 25 گفت به دنیا میای ..   ...
22 آبان 1393

مرتب کردن اتاق آرسام

سلام پسر گلم  تخت و کمدت و بلاخره آماده کردن  امروز از صبح  درگیر اتاقتیم که مرتب کردیم وسایلارو جابه  جا کردیم فرشارو جمع کردیم  که  بدیم بشورن  کمد لباساتو چیدیم همه کارارو کردیم فقط الان منتظر ورود خودت هستیم عسلکم...
18 آبان 1393

31 هفتگی آرسام

سلام پسر گل مامان  دیگه چیزی نمونده که به دنیا بیای  و بغلت کنم و لمست کنم و سن خودت 31هفتس ..وزن خودم 57 کیلو ..دکتر که رفتم گفت 24 آذر تاریخ زایمانت ..وای خیلی میترسم  امام حسین  کمکم کنه که تو  به سلامتی به دنیا بیای  عزیزم حالا 21 باید برم سونوگرافی ببینم در چه وضعیتی هستی ...راستی  تخت و کمدت و سفارش دادم قرار بود 15 اماده کنن ولی هنوز آماده نکردن ..چند دفعه بهش زنگ زدم گفته که امروز آمادس خدا کنه امروز تحویل بدن  دیگه... ...
17 آبان 1393

بدون عنوان

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی  یه چند روزی هست که ترش میکنم و دندون درد دارم دکتر قرص  رانیتیدین بهم داده که وقتی ترش میکنم بخورم دندونمم خراب شده  ناجور درد میکنه  دنتافورت  میزنم ولی خوب نمیشه بابایی میگه از عصبته طاقت بیار درد و تحمل کن چون تا وقتی به دنیا بیای نمیتونم برم دندون پزشکی..چند روزه لگدات بیشترم شده تند تند میزنی که بقیه هم متوجه میشن ..انشا...همیشه سالم باشی عزیزم
28 مهر 1393

29 هفتگی آرسام جون

سلام پسر گلم پنجشنبه 93/07/24 رفتیم دکتر ضربان قلبت و گوش کرد خوب بودی وزنتم 1/400 گرم  ..و 29 هفته بودی وزن خودم 88/50 بود.. دکتر گفت ماشا...نسبت به خودت  نینیت تپلیه ..فعلا که تو نینیت هر دو خوب وزن گرفتین . ...
28 مهر 1393

مسابقات فوتبال

سلام پسرم امروز تو مغازه بابایی مسابقات فوتبال میخواد برگزار بشه که ازشون یه تست بگیرن اگه بازیشون خوب بود واسه مسابقات اصفهان معرفیشون میکنن مام از صبح اومدیم تو مغازه پیش بابایی شمام که متوجه صداها میشی تند تند لگد میزنی  خوشت میاد ولی دیگه الان گرسنه شدم میخوام برم خونه دوباره بعدظهر برگردیم ببینیم کی برنده میشه
22 مهر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی ناز می باشد