آرسامممممممممممم جونآرسامممممممممممم جون، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

نی نی ناز

سال 1394 مبارک

سلام به نینی های گل ..دیر به دیر میام.ببخشید آرسام یه مدتی سرما خورده بود نتونستم بیام مطلب بزارم.خداروشکر الان بهتر شده تو این مدت قد و وزنشم تو خظ رشد نمودار خوب پیش رفته و 1 روز دیگه تا سال جدید بیشتر نمونده .عید و پیشاپیش به همه شماها تبریک میگم ا من که  قبل از عید  بهترین عیدیم و از خدا گرفتم یه پسر ناز .و سالم انشا..سال خوبی رو شروع کنین سالی پر از خیر و برکت موقع تحویل سال واسه  مام دعا کنین میبوسمتون..
28 اسفند 1393

2 ماهگی آرسام

.امروزآرسام جون  2 ماهه شدم بردمش بهداشت واکسن 2 ماهگیش و زد قد و زنش و کنترل کردیم نرمال بود خداروشکر  طفلی بچم هر روز یه دردی داره ضعیف شده  از صبح که واکسنش و زدیم درد داره گریه میکنه  یه کوچولو هم داغ شده  بدنش ولی با قطره استامینوفن حرارت بدنش و کنترل میکنم طفلی با قطره ها گیج شده
26 بهمن 1393

اولین سفر آرسام

سلام یه مدتی نتونستم بیام اخه رفته بودم مسافرت . اولین سفر آرسام به زاهدان 10 روزی بودیم جاتون خالی خوش گذشت ولی با ترس بردمش اخه میگفتن سر بجه تو ماشین نباید زیاد  تکون بخوره منم تا زاهدان مواظبش بودم که زیاد سرش تکون نخوره .خداروشکر بدون هیج مشکلی رفتیم و برگشتیم..تازه پسرم حرفم میزنه اینقدر شیرین وقتی باهاش حرف میزنم گوش میده جوابم و میده باهام بازی میکنه.جیگرتو بخورم نفسم ...
25 بهمن 1393

چهل روزگی آرسام جون

  سلام بهونه قشنگ من برای زندگی امروز 40 روز شده که به دنیا آمدی بردمت حموم ای جونم اینقدر خوشت میامد وقتی تو استخر بادیت گذاشتمت و روت  آب میریختم میخندیدی  فقط وقتی شامپو زدم به سرت یه کوچولو گریه کردی  راستی بردمت بهداشت برای کنترل قد و وزنت خداروشکر وزنت خوب بود 4/650 بود قدتم بلند شده بود 53 و دور سرت 37 . ...
5 بهمن 1393

1 ماهگی آرسام جون

سلام شاهزاده کوچولوی مامان امروز 1 ماهه شدی نفسم صبح بابایی واست اهنگ گذاشته بود میخندیدی خوشت میامد جیگرتو من بخورم ولی طفلی بچم از روزی که ختنش  کردیم هنوز درد داره یه هو از شدت درد از خواب میپره اون دکتره احمق خدا میدونه چه جوری ختنه کرده که طفلی بچم هنوز درد داره حالا فردا میخوام ببرمش یه دکتر دیگه نفس من بند میاد آرسام گریه میکنه از بس گریه کرده چشماش باد کرده . ...
26 دی 1393

ختنه آرسام کوچولو

سلام  یکی یدونه مامان اینارو  واست  مینویسم وقتی بزرگ بشی بخونی بدونی از لحظه ای که تو متولد شدی چجوری واست گذشته.. امروز ساعت 9 بردیمت واسه ختنه الهی من بمیرم اشکات و نبینم وقتی میخواستن آمپول بی حسی بهت بزنن گریه کردی  که دکتر من و صدا کرد بهت شیر بدم آروم بشی در حال شیر خوردن بودی خوابت برد سریع ختنت کردن وقتی اوردمت خونه اثر آمپول بی حسی رفته بود و دردات و حس میکردی گریه کردی بهت قطره استامینوفن دادم تا دردت ساکت بشه ای جونم قطره تلخ بود خودت و یه جوری میکردی ولی همین حرکتتم خیلی شیرین بود واسم که بدت میامد بخوری .تا دردت میگیره از خواب میپری گریه میکنی ..تو گریه میکنی خودم و مقصر میدونم  میگم کاش الان ختنت...
23 دی 1393

ده روزگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی آرسام جون

امروز  ده روز شده که آرسام جون به دنیا آمده صبح  بردیمش حموم  شستیمش اولش که گریه کرد ولی بعد خوشش میامد روش آب میریختیم ساکت شد ای جونم .. مامان بمیره اشکات  و نبینه.  اینقدر خسته شده که شیرش و خورد و خوابید .................. ...
5 دی 1393

شب یلدا و شب 6 آرسام جون

شب 6 پسرم بود مصادف شد با شب یلدا ..خیلی خوش گذشت .تا دیر وقت بیدار بود  و شعر شب 6 واسش خوندیم   و آرسام جون  و دست به دست چرخوندیم    راستی ازمایش تیروئید داره که از  کف پاش خون میگیرن  میگن باید بجه 3 تا 5 روز که باشه ازش ازمایش و حتما بگیرن  ..جوجوم   کلی گریه کرد  باباشم اشکش در اومد  دید پسرش درد میکشه من که نتونستم برم  اگه من  بودم  که سکته میکردم ...
1 دی 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی ناز می باشد